![]() |
![]() |
|
| لطفا نوترون نباشید |
|
دردانه ی دنیا! شما هنوز هم آقای غریب این نامردمی هستید. . . هر سال به فاطمیه که می رسیم با درد های عطر یاس ساعت ها برای نگاه شما گریه می کنیم. . . هر سال عطر محرم که به مشام می رسد برای برادری شما بغض می کنیم. . . هر ماه از امامزاده حسن (ع) که عبور می کنیم؛ (( حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند )) زمزمه می کنیم! هر پنجشنبه همه ی زیارت عاشورا را به بغض پنهان در سکوتت خیره می شوم! هر روز با همه ی این نامردمی کوفه بازار ها روزگارت را ورق می زنم!!!! شما هنوز هم آقای غریب این نامردمی هستی. . .
هدیه ی آقا امام حسن مجتبی (علیه السلام) : حق الناس مانع اجابت دعاست.
از حرا به اعلی درجه ی رفاقت با خدا رسید و از غدیر جهنم را بر مومنان حرام کرد حالا فرزند او ضامن ایمان سرزمین طلایی ماست. . . برکت کشور! خورشید هم با اجازه ی شما طلوع می کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 دی1390ساعت 10 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
چهل شب است کاری نکرده ایم. . .
*شب اربعین* مقدمه اول: اینجا مهدیه تهران است (پس از بازرسی امنیتی کیف بانوان) -خوش اومدید؛بفرمایید. . . به زحمت نقطه ای خالی پیدا کردم برای پناهندگی به حضرت نور یادم آمد عشا را نخوانده امِ؛ کوله پشتی ام را سپردم به خانمی و رفتم! از دور دنبال پیکسل " یا صاحب الزمان (عج) " می گشتم که دیدم نیست! خندیدم و با خودم گفتم: قانون،همین است بسپاری می برند
مقدمه دوم: یکهو خادم مهدیه با انعکاس لبخندم گفت: گفتند گذاشتید رفتید کوله پشتی را فرستادم بازرسی. . .
نتیجه: دکتر مصطفی احمدی روشن به تاریکی ترور سپرده شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 دی1390ساعت 1 قبل از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
اگر در نگاه خدا مصلح باشی؛ رد صلاحیت خلق خدا جهنمی ات نمی کند. . .
پی نوشت: آقایان عباسپور مطهری کاتوزیان و محجوب از نمایندگی تهران رد صلاحیت شدند!!!!
محمدرضا باهنر (نایب رئیس مجلس) : (با اظهار تعجب از رد صلاحیت نمایندگان منتقد دولت) قاعدتا برای برگزاری انتخابات پر شور باید این نگاه تنگ نظرانه را کنار گذاشت. . . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 دی1390ساعت 3 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
پیش نوشت: گاهی زیادی خوب بودن هم خوب نیست. . .
۱۸/ آذر شبکه یک سیما هنوز ملت شریف ایران انقلاب نکرده اند؛ آقایان با کت و شلوار و تیپ پهلوی در ارتش خدمت می کنند و بانوان با کت و دامن تدریس می کنند. . .
۹ / دی شبکه یک سیما ملت شریف ایران انقلاب کرده اند؛ دنیا حمله کرده است، آقایان با تیپ انقلابی آرد اختلاس به آسیاب دشمن می ریزند و بانوان با کت و دامن از پاساژ شیطان خرید می کنند. . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 دی1390ساعت 10 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
همین روزها شب یلدای ظلم هم به سحر ظهور می رسد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
*آنکس که از لباس تقوا برهنه شد؛ با هیچ لباس دیگری پوشیده نمی شود* امیر المومنین (ع)
تا وقتی گوش،چشم،زبان و دلت فیلتر نباشد؛ با حضرت ابلیس به کافی شاپ می روی از منوی نفرت،گناه را انتخاب می کنی و از آقای شیطان رز بغض هدیه می گیری.... *عشق* از ذرت مکزیکی خیابان گناه خوشمزه تر است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 آذر1390ساعت 9 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
شب نخست: مسلم بن عقیل نامه نوشت اما پشیمان شد....
شب دوم: یا علی! چند سالی ست کوفه باران ندیده ست.... دعای باران بخوانید.... -از پسرم حسین بخواهید! پسر خوبی ها دعا کرد باران بارید. -آقا! جبران می کنیم.....
حالا رسیدند به شهری که قرار است جبران کنند!
شب سوم: حتی زمین و زمان سه هزار میلیاردی ها هم برای دخترک سه ساله ی کربلا گریه نذر کردند....
شب چهارم: حر بن یزید ریاحی به سابقه محوران آموخت: (( ملاک،حال فعلی افراد است ))
شب پنجم: امشب عبدالله فریاد زد برای رسیدن به خیابان بندگی خدا باید از کوچه ی ولایت گذشت...
شب ششم: شهادت در نگاهش شیرین تر از عسل صبحانه ی گناه شد...
شب هفتم: قرن هاست زمزم شرمنده ی نگاهت است؛ سرباز شش ماهه ی کربلا....
شب هشتم: شبه پیمبر! دعای پدرت کارگر شد بعد از تو خاک بر سر دنیا شد...
شب نهم: به شب مهتاب برمیگرده بابا به چشمات خواب برمیگرده بابا شنیدی که میگن مرد و قولش؟ عمو با آب برمی گرده بابا
شب دهم: مکن ای صبح طلوع... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 11 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
آخرین لبیک گویان پیامبر (ص) بود. با ابوبکر و عمر آفتاب هم آمده بود تا با امیر خوبی ها بیعت کند سه روز گذشت و حضرت باران امیر لشگر خوبی ها شد حالا اگر کلام پیامبر (ص) آیه ی شصت و هفت سوره ی مائده شکاف کعبه در خیبر و حتی جهاز شتران به ولایت امیر سوگند خورده اند پس سقیفه ی بنی ساعده کجاست؟ حالا قرن هاست از خودمان غایب شده ایم ناظم هستی در دفتر انضباطی نوشته است: ((غیبت همه ی بشر غیر موجه ست)) آخر ولی مان هم غایب است تا غیبتنمان را موجه کند آقای مهربانی ها! همین روزها آغاز حکومت شما را جشن می گیریم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 آبان1390ساعت 8 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
پیش نوشت: *ساعت نه شب* "همسایه ی نزدیک ما" ((طبقه چهارم)) مادر آمد پسر غریبه در کنار دخترش آب یخی بود که روی سرش ریخته باشی.... مست بودند مادر را با چاقو زد تا فرار کند دخترک به جای در به سمت بالکن رفت. *ساعت دوازده و نیم شب* ماموران پلیس اورژانس و پزشکی قانونی در پی کشف علت این حادثه هستند (!!!!!!!!) حالا این مرگ تاریک نقل و نبات محافل شده ست یک هفته ایست بغض واژه تکراری روزگارم شده.... لطفا به داد خوبی ها برسید! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 آبان1390ساعت 1 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
*عرفه* بغض خاکستری گناه را شکست! حالا لبخند تنها واژه ی این روزهای منست
عاشق که شدی راهی بیابان بندگی می شوی به شیطان گناه که سنگ زدی چاقوی ایمان را تیز کرده ای و با اسماعیل نفست به ایمان می رسی *عیدت پر از ثانیه های صورتی دوست داشتنی* |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 آبان1390ساعت 8 بعد از ظهر توسط یه منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیوار
از هیجان افتاده است عکس تو در هیچ قابی نمی گنجد |
|
RSS
|